او يك واژه‌نامهٴ گياه‌شناسي هم نوشت‌؛ رساله‌اي در باب شامه‌، ذائقه و لامسه‌؛ رسالهٴ ديگري در باب بول‌، و غيره‌.
با اين حال‌، شايد او به عنوان مترجم يوناني افسانه‌هاي كليله و دمنه (دربارهٴ آن يادداشت مرا راجع به برزويه در نيمهٴ دوم سدهٴ ششم ببينيد) شهرت بيشتري دارد. از قرار معلوم ترجمهٴ شيث‌ از روي متني بهتر از آنچه به دست ما رسيده‌، صورت گرفته است‌. بالغ بر چهار روايت از ترجمهٴ يوناني در دست است‌. ترجمه‌هاي اسلاو غربي‌، كه سه روايت از آن در دست است‌، براساس يك‌ ترجمهٴ يوناني ديگري غير از چهار روايت موجود صورت گرفته‌. از اينجا رواج فوق‌العادهٴ اين‌ مجموعهٴ قصص معلوم مي‌شود و اين فكر را القا مي‌كند كه تحقيق در متن اصلي آنها با چه‌ دشواري‌هاي بي‌پاياني همراه است‌.

طب اسلامي‌
ابن جَزْله‌

ابوعلي يحيي بن جزله‌1 در بغداد برآمد، در 1100 درگذشت‌. پزشك مسيحي كه در 1074 اسلام آورد. مهم‌ترين اثرش يك تقويم طبي است‌، حاوي 44 جدول در دو صفحه‌، هريك‌ شامل‌توصيف و خلاصهٴ معالجهٴ 352 بيماري (در هر جدول 8 بيماري‌)؛ كه ممكن است با تبعيت از اثر مشابه ابن بطلان تهيه شده باشد (نك نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم‌). اين كتاب به تقويم‌ اﻷبدان في تدبير الانسان موسوم است‌. براي المقتدي (خلافتش از 1075 تا 1094) فهرست‌ الفبايي ادويهٴ مفرده و مركبه را تأليف كرد، به نام منهاج البيان في ما يستعمله الاًنسان‌.

سعيد بن هبةالله‌

ابوالحسن سعيد بن هبةالله بن حسن در زمان المقتدي‌ (خلافتش از 1075 تا 1094) در بغداد برآمد، در 1101 - 1102 درگذشت‌. پزشك و فيلسوف‌. مؤلف يك تقويم طبي به نام المغني في‌ تدبير اﻷمراض و معرفةالعلل و اﻷعراض‌؛ و رساله‌اي در باب وظايف الاعضا و روان‌شناسي‌، به نام‌ مقاله في خلق الانسان‌، كه از مباحثي بحث مي‌كند، مانند تناسل‌، آبستني‌، زايمان‌، رشد، مرگ‌، بقاي روح‌، و غيره‌.

زرين‌دست‌

ابو روح محمد بن منصور بن ابي عبداللّه بن منصور جَماني (يا جرجاني‌) در زمان ابوالفتح‌


1 .به لاتيني Bengesla ,Buhahylyha ,Byngezla و غيره‌.